کتاب خوبیست. نه عالی ولی خوب. با سبک روایتی متفاوت. مردی که مردهاست خاطرات زنده بودنش را میگوید و سعی میکند بگوید این طور روایت باعث صداقت بیشتریست.
موضوع کتاب مثل همه سرگذشتهاست با تک جملاتی ،خواندنی.
نثر کتاب کمی سخت است ولی زود به آن عادت میکنید.
ترجمه آن بسیار خوب و روان است.
بهعنوان یک سرگرمی مناسب توصیه میکنم بخوانید.
بخشی از کتاب:
...پنجاه سال! شاید اصلا لازم نبودبه تان بگویم. شاید خودتان متوجه شدهاید که سبک نوشته من دیگر مثل سالهای جوانی شوخ و شنگ نیست.در این مورد بخصوص، پس از گفتگو با افسر نیروی دریایی که کلاهش را بهسرگذاشت و رفت پی کارش،من دلم گرفت.به تالار برگشتم، پولکا رقصیدم، خودم را با نور و گل و چشمهای زبیا و همهمه سرخوشانه گفتگوها سرمست کردم. و دوباره جوان شدم. اما نیم ساعت بعدکه تالار رقص رادر ساعت چهار صبح ترک کردم، فکر میکنید چه چیزی منتظر من بود؟پنجاه سال عمرم. بله آمده بودند، بی هیچ دعوتی آمده بودند،-نه از سرما کرخ شده بودندو نه درد رماتیسم داشتند، اما از خستگی به چرت افتاده بودند، برای خانه و بستر آرام و قرار نداشتند. بعد ( حتما میدانید که تخیل آدم خوابآلود تا کجاهامیرود) بعد، صدای خفاشی را که بهسقف چسبیدهبود شنیدم که میگفت : آقای براس کوباس، جوانی دوبارهتان توی تالار، میان نور و پیرهنهای ابریشمی جامانده...
مشخصات کتاب:
نویسنده: ماشادودآسیس
ترجمه: عبدالله کوثری
انتشارات:مروارید
چاپ:چهارم ۱۳۵
قیمت: ۲۸۰۰ تومان
Comments (4)
درود!
اولین باری است که از اینجا بازدید میکنم، کارت بسیار خوبست.
من هم در سایتم بخشی بعنوان کتابهای الکترونیکی زدم که امیدوارم ازش بازدید کنی.
http://zoon.ir/ebooks
Posted by حمید | September 15, 2007 6:46 PM
Posted on September 15, 2007 18:46
چرا زودتر این جا رو معرفی نکرده بودی فروغ خانم؟ من این کتاب رو برای تولد دوستم خریدم. رو جلدش هم نوشته بود : « برنده جایزه بهترین ترجمه سال » ولی حیف که فرصت نداشتم بخونم. حالا که نوشتی سرگرمی خوبیه من هم خجالت رو میذارم کنار و به دوستم میگم برام بیاره تا بخونم.
Posted by مهیار هادی زاده | September 15, 2007 4:28 PM
Posted on September 15, 2007 16:28
Merciii, Good job
Posted by nazanin | September 15, 2007 6:18 AM
Posted on September 15, 2007 06:18
بهش لینک میدم فروغ جان...
راستی
کتاب نزدیکی رو خوندی؟از حنیف قریشی ترجمه نیکی کریمی...کتاب بدی نیست..من ترجمه اش رو دوست دارم..
فکر کردم شاید دوست داشته باشی بخونی...شاید هم خونده باشی
و یه چیز دیگه
من از این به بعد دگه کتاب های ترجمه شده و فارسی گیر نمیارم...اگر برات مشکلی نیست اسمی که کتاب از روش ترجمه شده رو هم اینجا توی شناسنامه کتاب بذار...چون یه ذره سخته که اسم کتاب رو دوباره برگردونم به انگلیسی و دقیقا همونی بشه که بوده..میدونی که معمولا اسم کتاب و فیلم توی ایران به سلیقه مترجم ترجمه میشه
بازم مرسی
و میبخشید که حواسمون به اینجا نبوده
فروغ:
حتما بعد از اين معادل اسم را به زبان اصلي كتاب مي نويسم.
Posted by لوتوس | September 15, 2007 2:51 AM
Posted on September 15, 2007 02:51